الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
135
علل الشرايع ( فارسي )
توجه داشته باش من لباس سياه مىپوشم و مىدانم كه آن لباس اهل آتش است . و هيچ غرض و مقصودى نمىتوان براى اين تصوّر كرد كه آن جناب پنبه داخل را نيز سياه قرار داده بودند مگر آنكه حضرتش نزد دشمنان متّهم بودند كه لباس سياه نمىپوشند از اين رو آن جناب خواستند شديدا تا آنجايى كه امكان داشت رعايت تقيّه را نموده تا بدين وسيله از دلهاى دشمنان تهمت را زايل كرده پس از شرّ آنها در امان باشند . حديث ( 6 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از حسين بن يزيد نوفلى ، از سكونى از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : خداوند عزّ و جل به پيامبرى از پيامبرانش وحى فرمود كه به مؤمنين بگو : لباس دشمنان من را مپوشيد و طعام دشمنانم را تناول نكنيد و راه دشمنان مرا طى نكنيد پس شما نيز دشمن من خواهيد شد همان طورى كه آنها دشمن من هستند . حديث ( 7 ) و با همين اسناد از محمّد بن احمد ، از على بن ابراهيم جعفرى از محمّد بن معاويه با اسنادش مرفوعا چنين نقل كرده : جبرئيل عليه السّلام بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نازل شد در حالى كه قبايى سياه به تن و كمربندى كه در آن خنجرى بود به خود بسته بود . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : يا جبرئيل اين چه تركيبى است ؟ جبرئيل عرض كرد : اين تركيب پسر عمّت عبّاس است ، يا محمّد واى بر فرزندانت از فرزندان عبّاس پس نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلم به نزد عبّاس رفته و به او فرمودند : اى عمو واى بر فرزندان من از فرزندان تو . عبّاس عرضه داشت : اى رسول خدا ، مىتوانم نرينه خود را قطع كنم ؟ حضرت فرمودند : قلم تقدير به آنچه بايد مقدّر شود رقم زده شده است . باب پنجاه و هفتم سرّ اين كه مرد نمىتواند انگشتر حديد به دست كرده و در آن نماز بخواند و نيز علَّت عدم جواز پوشيدن طلا و خواندن نماز در آن حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن الحسن بن على بن فضّال ،